دیکشنری فارسی

fractiousness

UKfrækʃəsnəs US'frækʃəsnəs

معنی فارسی

سرکشي خودسري کج خلقي بدخويي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the trait of being prone to disobedience and lack of discipline

واژه‌های دیگر با معنی «سرکشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن