موضوعی
معنی انگلیسی
thematic
واژههای انگلیسی با این معنی
- topical موضوعي، با مناسبت، (طب) موضعي
- ignorance of fact جهل موضوعي
- subject index فهرست موضوعي
- subject schedule برنامه موضوعي، برنامه جزء جزء
- mistake of fact اشتباه موضوعي
- object oriented graphics نگاره سازي موضوعي
- trial court دادگاه رسيدگي به امور موضوعي
- superfix تکرار مرتب ومداوم موضوعي درسخن، تصريح.
- point of honour موضوعي که شرف ادمي وابسته بان است، قضيه شرف
- talk out بوسيله بحث شفاهي موضوعي را روشن کردن، مطرح مذاکره قرار دادن.
- pointlessness کندي، بي موضوعي، بي نکته اي
- seminar سمينار، جلسه بحث وتحقيق در اطراف موضوعي.
- rogatory commission نيابت قضائي، موضوعي را از محکمه اي به دادگاه ديگر، احاله کردن
- thematic فرهشتي، ريشه اي، مربوط بموضوع
- xerox PARC حروف اختصاري Xerox Palo Alto Research Center، يک مرکز تحقيقاتي مشهور در زمينه کامپيوتر است که از دهه، 1970 تا کنون فعال بوده است. از بين مفاهيم ابداع شده در