موعد
معنی انگلیسی
deadline
واژههای انگلیسی با این معنی
- agreed time موعد مقرر
- relevant time موعد مقرر
- date of payment موعد پرداخت
- due date موعد پرداخت
- schedule date موعد طبق برنامه
- preregistration نامنويسي پيش از موعد
- payday موعد پرداخت حقوق يا مزد، روز پرداخت حقوق
- premature labour زاييمان پيش از موعد طبيعي
- reddendum موعد يا مهلت پرداخت اجاره
- preemie طفلي که پيش از موعد به دنيا آمده، نوزاد زودرس
- date of maturity تاريخ سررسيد، موعد، تاريخ انقضاء
- maturity date تاريخ سررسيد، موعد
- quarter day روز پرداخت قسط، موعد پرداخت.
- deferred expense هزينه هاي پيش بيني شده اي که هنوز، موعد پرداختشان نرسيده است
- fall due لازم التاديه شدن دين، فرا رسيدن موعد پرداخت دين
- callable bond نوعي قرضه که صادر کننده حق بازخريد، آن را قبل از موعد اسمي ندارد
- precocious پيشرس، زود رس، پيش از
- precocity پيشرسي، زود رسي، رشد نابهنگام
- maturity رسيدگي، بلوغ رشد، کمال
- mature رسيده، کامل، بالغ