موقوفه معنی انگلیسی endowment واژههای انگلیسی با این معنی endowed property موقوفه، مال وقفي substance of endowment عين موقوفه feetail ملک موقوفه . glebe زمين وقف، موقوفه کليسا، خاک piousfoundation وقف، اوقاف، موقوفه prebendal مقرري کيشش، محل پرداخت موقوف يا عوايد کليسا، موقوفه کليسايي. patrimonies دارايي، موروثي، ارث patrimony دارايي، موروثي، ارث