مونث
معنی انگلیسی
distaff ette _ woman
واژههای انگلیسی با این معنی
- feminine مونث، زنانه، وابسته بزنان
- gynecoid مونث، مادينه، ماده مانند
- feminine gender مونث، جنس مونث
- idoator مونث
- authoress مولف مونث، نويسنده مونث، نويسنده زن
- feminize مونث کردن، زنانه کردن، زنانه شدن
- duchess مونث اردک، مرغابي، اردک ماده
- competitress مونث همکار، رقيب، هم چشم
- fem مخفف : مونث، مادينه
- amy يک اسم مونث
- susan يک اسم مونث
- Irving اسم خاص مونث، واشنگتن اروينگ نويسنده ي امريکايي
- Josephine اسم خاص مونث، ژزفين زن ناپلئون بناپارت
- bridget اسم خاص مونث، بريجيت مقدس ايرلندي
- Nancy اسم خاص مونث، رجوع شود به Nance
- marianne اسم خاص مونث، نماد کشور فرانسه
- Esther اسم خاص مونث، کتاب استر، استر
- Lena اسم خاص مونث، رودخانه ي لنا
- Alberta اسم خاص مونث، استان آلبرتا
- genevieve اسم خاص مونث، ژنه ويو مقدس
- Lorraine اسم خاص مونث، ناحيه ي لورن
- catherine اسم خاص مونث، کاترين کبير
- Florence اسم خاص مونث، شهر فلورانس
- Anne اسم خاص مونث، آن، آن مقدس