مک معنی انگلیسی clear cool dead flat just suck واژههای انگلیسی با این معنی macwrite مک رايت، برنامه کاربردي پردازش کلمه براي، ريزکامپيوتر مک اينتاش که توسط شرکت suction مک (زني)، کشش آبگونه بوسيله خالي کردن هوا، تنفس macbinary مک باينري mc carthyism مک کارتيزم، سياست دست راستي افراطي و مخالفت با، ليبراليزم macneice لويي مک نيس mcclellan جورج مک ليلان MC clintock's sign نشانه مک کلينتوک، ضربان نبض زائو متجاوز از 100 بار، که يکساعت از زايمان يا بيشتر ديده ميشود اين نشانه firmer chisel (مک.) اسکنه پهن. macarthur دو گلاس مک آرتور planet wheel (مک.) چرخ دنده چرخان بدور محور. mac cutcheon variation وارياسيون مک کاچن در دفاع فرانسوس شطرنج lenticule عدسک ابي، کک مک، گندمه remora ماهي، مک زن، ماهي چسبنده suck مکيدن، مک زدن، خوردن (شير) macpaint يک برنامه ترسيم براي ريزکامپيوتر، مک اينتاش، مک پينت tune up شروع باواز کردن، (مک.) موتور را تنظيم کردن. proboscides خرطوم، پوزه افتاده، اندام مک زن proboscis خرطوم، پوزه افتاده، اندام مک زن vacuum cleaner التي که هوارامک ميزندوباان جاروب، وگردگيري ميکند، جاروب