مکالمه
معنی انگلیسی
conversation converse dialog dialogue talk
واژههای انگلیسی با این معنی
- colloquium مکالمه، محاوره، کنفرانس.
- telephone conversation مکالمه تلفني، گفتگوي تلفني، مذاکره تلفني
- through-call مکالمه مستقيم
- international call مکالمه بين المللي، سيستم واحدهاي الکتريکي بين المللي
- push to talk کليد مکالمه تلفني
- chargeable call مکالمه قابل پرداخت
- telephone modal distance مسافت مکالمه تلفني
- duplex telephony مکالمه تلفني دو طرفه، گفت و شنود تلفني
- two-way telephone equipment تجهيزات مکالمه متقابل، تاسيسات مکالمه تلفني
- emergency call خبر يا مکالمه اضطراري
- fixed time call مکالمه در زمان معين و ثابت
- trunk call مکالمه مشترکين از طريق ترانک، اتصال تلفني بين دو مشترک
- ring off قطع کردن تلفن يا مکالمه تلفني
- speaking tube لوله مخصوص مکالمه بين دو اتاق.
- interrogator responder دستگاه تماس يا مکالمه سيستم شناسايي، دشمن و خودي (پدافند هوايي)
- uncommunicative بي علا قه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، خاموش، کم حرف
- conversation گفتگو، مکالمه، محاوره
- interlocution گفتگو، مکالمه، مذاکره
- dialogical گفتگويي، مکالمه اي، گفت و شنودي
- dialogic گفتگويي، مکالمه اي
- dialogist گفتگونويس، مکالمه نويس
- frequency of calls تراکم ترافيک، تراکم مکالمه
- duplex operation کارکرد يا عملکرد دوبل، مکالمه تلفني دو طرفه
- radio dicipline انضباط راديويي، انضباط مکالمه بي سيم