میخانه معنی انگلیسی bar barroom bistro cafe café public house saloon tavern واژههای انگلیسی با این معنی public house ميخانه، جايي که نوشابه و خوراک و جا بمردم ميدهند pub ميخانه، جايي که نوشابه و خوراک و جابمردم ميدهند pot house ميخانه، ابجو فروشي، خرابات wine vault ميخانه، سرداب شرابي pothouse ميخانه، آبجوفروشي tavern ميخانه، مهمانخانه taphouse ميخانه، خرابات mixologist ميخانه چي، متصدي آميختن نوشابه ها saloonkeeper صاحب ميخانه، ميفروش roadhouse ميخانه ي کنار راه reckoning صورت حساب (ميخانه)، حساب، شمار barmaid کنيزباخادمه ميخانه taverna ميخانه ي کوچک وارزان قيمت barhop از ميخانه به ميخانه هاي ديگر رفتن، ميخانه گردي کردن oyster bar ميخانه اي که صدف براي مردم مي آورند groggery (دکان) نوشابه فروشي، ميخانه grogshop (دکان) نوشابه فروشي، ميخانه alehouse ابجوفروشي، ميخانه . bartender متصدي بار، ميخانه چي، ساقي howf پاتوق، ميعادگاه، ميخانه howff پاتوق، ميعادگاه، ميخانه bodega مغازه ي بقالي، شراب فروشي، ميخانه barrelhouse ميکده ورقاصخانه ارزان قيمت.، جاز پر سروصدا، جاز ميخانه اي publican مستاجر، ماليات، باجگير