نا وابسته معنی انگلیسی outsider واژههای انگلیسی با این معنی nonsectarian نا وابسته به فرقه ي بخصوص، غير فرقه اي unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان funky متوحش، بوي نا گرفته، بدبو. pickwickian وابسته به يا مانند ساموئل پيک ويک، پيک ويک مانند، ويژه