نابهنگامی معنی انگلیسی untimeliness واژههای انگلیسی با این معنی inopportunity نابهنگامي، بي جايي، عدم مناسبت inopportuneness نابهنگامي، بي جايي، بي مناسبت prematurity نابهنگامي زودتراز موقع بودن prematureness نابهنگامي زودتر از موقع بودن anachronism بيموردي، اشتباه تاريجي، (درتاريخ نويسي) impertinence (impertinency) جسارت، فضولي، گستاخي