نامنظم کردن معنی انگلیسی break disorder واژههای انگلیسی با این معنی derange برهم زدن، بهم زدن، بي ترتيب کردن shimmer کورکور کردن، بطور نامنظم شعله دادن يا روشنايي ضعيف تابيدن