نامه ای
معنی انگلیسی
epistolary
واژههای انگلیسی با این معنی
- epistolary نامه اي، رساله اي، درخورنامه (نويسي)
- send a letter نامه اي بفرستيد، کاغذ بدهيد
- dictionary sort ترتيب واژه نامه اي
- blind letter نامه اي که نام ونشان روشن ندارد
- book message نامه اي که ساير گيرندگان در آن قيد، نمي شود
- letter of recall نامه اي است که رئيس يک کشور به رئيس، کشور ديگر نوشته و از او تقاضاي مرخص، کردن سفيري را که کارش در مملکت
- p sanction حکم سلطنتي ياتصويب نامه اي که صورت قانون، راپيدامي کند
- postscript چيزي که پس از پايان و امضاي نامه اي بنويسند، دنباله، ذيل
- post paid (درباب نامه اي گفته ميشود) که پول پست ان از، پيش پرداخت شده باشد
- open cover بيمه نامه باز، بيمه نامه اي که جهت حمل، محموله هاي متعدد تهيه ميشود
- open policy بيمه نامه باز، بيمه نامه اي که جهت حمل، مجموعه هاي متعدد تهيه ميشود
- letter de chancellerie نامه رسمي، نامه اي است که در مناسبات مهم جهاني، مورد استفاده قرار مي گيرد
- balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر
- consular convention عهد نامه کنسولي، عهد نامه اي که جهت مبادله کنسول بين دو، کشور منعقد مي شود
- caption حکم دستگيري يا توقيف، گواهي نامه اي که وابسته به ادعانامه باشد
- biog مخفف:، زيستنامه نگار، زندگينامه نويس
- pasquinade هجو، هجونامه، جرشفت
- folder پوشه، لفاف، تاکن
- I.P. = International Pharmacopoeia، فارما کوپه بين المللي، نشريه اي است که بوسيله سازمان
- storybook کتاب داستان، داستان نامه، وابسته به داستانهاي اين نوع کتابها
- round robin نامه يا عريضه جمعي که امضاهاي آن تشکيل حلقه، اي دهدتاکسي نداند...است
- roofer نامه سپاس گزاري که شخص پس از رفتن از خانه، اي براي صاحب آن ميفرستد
- epistoler رساله خوان، خواننده رساله اي ازعهدجديد، نامه نويس