نامهربان معنی انگلیسی heartless ill-disposed inhospitable unfriendly unkind واژههای انگلیسی با این معنی unkind نامهربان، بي مهر، بي محبت unkindliness نامهربان، بي مهر، بي محبت kindless نامهربان، بيعاطفه، غيرطبيعي ill affected بد قلب، نامهربان، ناهمراه disgracious نازيبا، نامهربان ill disposed بدنيت، نامهربان disobliging رنجاننده، دل شکننده، نامهربان unmerciful (unmercifully) بي رحم، جبار، ستمکار