دیکشنری فارسی

disobliging

معنی فارسی

رنجاننده دل شکننده نامهربان

مترادف‌ها

adjective
Unaccommodating, unkind, unamiable, unfriendly, ill natured.

واژه‌های دیگر با معنی «رنجاننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن