ناموس معنی انگلیسی honor reputation واژههای انگلیسی با این معنی intemerate بي ناموس نشده، دست نخورده، پاک statutory rape هتک ناموس دختر نابالغ. ravishment ربايش، هتک ناموس، معراج white slave استفاده از زن براي فحشاء، تجارت ناموس. rape زناي بعنف، زناي بزور، هتک عصمت lawless بي قانون، غير قانوني، نامشروع honor (honour) احترام، عزت، افتخار principle اصل، اصول، سرچشمه ravishing دلربا، دلکش، فريبنده