نبض
معنی انگلیسی
pulse
واژههای انگلیسی با این معنی
- pulse نبض، زدن، ضربان
- sphygmus نبض، ضربان
- pulseless بي نبض
- pulsimeter نبض سنج
- sphygmograph نبض نگار، التي که جنبش نبض رانشان ميدهد
- pulse pressure فشار نبض
- sphygmometer نبض سنج.
- dicrotism نبض مطرقي
- sphygmology نبض شناسي
- thrilling pulse نبض مختلج
- pulsific نبض تند کن
- leaping pulse نبض غير مستوي
- uneven pulse نبض غير مستوي
- tricrotism نبض سه ضربه اي، ضربان نبض بطور سه ضربه اي.
- acrositism ضعف يافقدان نبض
- sphygmic وابسته به ضربان قلب و نبض، تپشي، نبضي
- pulsometer تلمبه بخاري، نبض سنج
- sphygmogram رگ تپش نگاره، نبض نگاره، رگ زنش نگاره
- V. and T. = volume and tension، حجم و فشار نبض.
- F. end R. = forxe and rhythm، نيرو و ريتم نبض
- MC clintock's sign نشانه مک کلينتوک، ضربان نبض زائو متجاوز از 100 بار، که يکساعت از زايمان يا بيشتر ديده ميشود اين نشانه
- F. and R. = Force and rhythm، قدرت و ريتم (نظم) (مربوط به نبض است)
- T.P.R. = temperature 'puls' respiration، حرارت، نبض
- arrhythmic بي نواخت، بي وزني، نامنظمي ضربان نبض.