نتیجه گیری معنی انگلیسی conclusion deduction inference واژههای انگلیسی با این معنی illation نتيجه گيري، استنباط، دريافت analogical reasoning نتيجه گيري قياسي، استدلال قياسي، استدلال سنجشي filter center مرکز کنترل و نتيجه گيري از اخبار پدافند، هوايي، مرکز توزيع اطلاعات inferentially ازراه استنباط، ازراه نتيجه گيري، بطور استنباطي information processing تقويم اخبار، نتيجه گيري از اخبار open-loop system مکانيزم کمک کننده متشکل از يک مسير کنترل، بدون اندازه گيري نتيجه subsumption رده بندي، مشمول، فرع