دیکشنری فارسی

subsumption

UKsəbsʌmpʃən

معنی فارسی

رده بندي مشمول فرع استقراء نتيجه گيري استنتاج. چيزي درج شده مندرج

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝb sump´shǝn/n.

مشمول سازی، جزو سازی، درج، تابع سازی

چیزی درج شده، مندرج

تعریف انگلیسی

noun
  1. the premise of a syllogism that contains the minor term (which is the subject of the conclusion)
  2. incorporating something under a more general category

واژه‌های دیگر با معنی «رده بندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن