نرسیدن معنی انگلیسی miss واژههای انگلیسی با این معنی miscarried بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن miscarries بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن miscarry بجايي نرسيدن، نتيجه ندادن، هيچ شدن knock knee کجي زانو به درون دراثر مرض يا نرسيدن، موادغذايي. undershoot به زير هدف زدن، به هدف نرسيدن، پيش از باند فرودگاه فرودآمدن underachieve در آموزش موفقيت کمتري داشتن، کم آموز بودن، کم آموزي کردن