نرمش معنی انگلیسی calisthenics elasticity lenience leniency litheness warm-up واژههای انگلیسی با این معنی alternate to touch نرمش کمر free exercise تمرينهاي نرمش آزاد thermoplastic قابل ارتجاع يا نرمش پذير دراثر حرارت. thermoplasticity قابلت ارتجاع يا نرمش پذيري در مقابل حرارت. softening point نقطه نرم شدن، نقطه نرمي (قير)، نقطه نرمش unlimber اماده کردن، مهيا شدن.، نرمش دار کردن sashay گام لغزنده برداشتن، راحت راه رفتن، با نرمش راه رفتن