نزد
معنی انگلیسی
by side with
واژههای انگلیسی با این معنی
- lares and penates عزيزترين چيز نزد شخص، بت هاي خانگي، لات ومنات
- deposit with someone نزد کسي امانت گذاردن، ايداع کردن
- cry up نزد عموم ارج ومنزلت يافتن، زياد ستودن.
- report TOthe director خود را حضورا نزد رئيس معرفي کنيد
- parlour boarder شاگرد شبانه روزي که نزد خانواده رئيس، شبانه روزي زندگي ميکند
- satyr نيم خداي جنگلي ياروستايي که در نزد يوناني، ها گوش ودم اسب، ديومرد
- satyric نيم خداي جنگلي ياروستايي که در نزد يوناني، ها گوش ودم اسب، ديومرد
- satyrical نيم خداي جنگلي ياروستايي که در نزد يوناني، ها گوش ودم اسب، ديومرد
- boomerang چوب خميده اي که پس ازپر ت شدن نزد خود پرت، کننده بر ميگرد د
- chez در منزل، نزد، پيش
- preconize بعموم معرفي کردن، نزد همه ستودن، بنام فراخواندن
- self condemned محکوم شده توسط نفس خود، مقصر نزد وجدان خويش.
- postal match مسابقه اي که در محل انجام مي شود و نتيجه، آن با پست نزد داوران ارسال مي گردد
- dishonorableness رسوايي، بدنامي، افتضاح
- infamies رسوايي، بدنامي، افتضاح
- infamy رسوايي، بدنامي، افتضاح
- demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي
- about درباره، گرداگرد، پيرامون