نسوان معنی انگلیسی woman womanhood womankind واژههای انگلیسی با این معنی muliebrity عالم نسوان، وظايف زنانه، زنانگي woman's rights حقوق نسوان، حقوق اجتماعي و سياسي نسوان. woman suffrage حق راي نسوان. gynecocracy حکومت زنان، حکومت نسوان. sorority خواهري، انجمن هاي خيريه يا کلوب نسوان.، خوابگاه و باشگاه دختران tearoom اتاق چاي، رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان.