نشیننده معنی انگلیسی sitter واژههای انگلیسی با این معنی sitter نشيننده، مرغي که روي تخم مي خوابد retrocessive برگشت کننده، پس نشيننده، دوباره واگذارکننده retrocedent برگشت کننده، پس نشيننده