retrocessive معنی فارسی برگشت کننده پس نشيننده دوباره واگذارکننده مبني برواگذاري ثانوي واژههای دیگر با معنی «برگشت کننده» retrogressive برگشت کننده، پس رونده، تنزل کننده regressive برگشت کننده، از معلول بعلت رونده retrocedent برگشت کننده، پس نشيننده retroactive عطف بماسبق کننده، شامل گذشته (شونده) برگشت کننده، عامل بعکس retrograde قهقرايي، پس پس، برگشت کننده reactive واکنش دار، عامل بعکس، داراي نيروي انعکاس deadbeat زدن ضربه بدون برگشت وعکسالعمل، داراي سکون.، بد حساب