نفخ معنی انگلیسی flatulence واژههای انگلیسی با این معنی windiness نفخ، پرگويي، روده درازي meteorism (طب) نفخ شکم flatulency بادشکم، نفخ flatulence بادشکم، نفخ شکم، طمطراق flatuosity بادشکم، نفخ شکم، لاف tympanites (طب) استسقا طبلي، نفخ شکم flatulently باداشتن بادشکم، ازروي نفخ، ازروي لاف flatulent باد دار، باداور، نفخ اور wind باد، نفس، گاز (در روده و شکم) windier پر باد، باد خور، طوفاني windiest پر باد، باد خور، طوفاني windily پر باد، باد خور، طوفاني bloat دودي کردن، بادکردن، اماسيدن inflation باد کردگي، بر امدگي، افزايش زياد