flatulent
UKflætjulənt
US'flætʃələnt
معنی فارسی
باد دار باداور نفخ اور باد درسر
معنی کامل و مثالها
/flach´ǝ lǝnt/adj.
● وابسته به یا دارای باد شکم، نفخدار، نفخی
● بادآور، بادانگیز، نفاخ
beans are flatulent
لوبیا نفاخ است.
● (به ویژه در سخن) پرطمطراق، پرباد و ادعا، خودنمایانه، چاخان، متظاهرانه
a flatulent speech
نطق پرسروصدا و کم محتوا
تعریف انگلیسی
adjective
- generating excessive gas in the alimentary canal
- suffering from excessive gas in the alimentary canal
مترادفها
adjective
Windy.