دیکشنری فارسی

flatulent

UKflætjulənt US'flætʃələnt

معنی فارسی

باد دار باداور نفخ اور باد درسر

معنی کامل و مثال‌ها

/flach´ǝ lǝnt/adj.

وابسته به یا دارای باد شکم، نفخ‌دار، نفخی

بادآور، بادانگیز، نفاخ

beans are flatulent

لوبیا نفاخ است.

(به ویژه در سخن) پرطمطراق، پرباد و ادعا، خودنمایانه، چاخان، متظاهرانه

a flatulent speech

نطق پرسروصدا و کم محتوا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. generating excessive gas in the alimentary canal
  2. suffering from excessive gas in the alimentary canal

مترادف‌ها

adjective
Windy.

واژه‌های دیگر با معنی «باد دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن