دیکشنری فارسی

gusty

UKgʌstiː US'gʌstı

معنی فارسی

باد دار بادخيز اشتها اور

معنی کامل و مثال‌ها

/gus´tē/adj.

وابسته به وزش ناگهانی (باد)، تندبادی، پرباد، توفانی

a cold,gusty day

روز سرد پر باد

وابسته به بروز ناگهانی (خشم و خنده و غیره)

(باد) شدید، تند

مترادف‌ها

adjective
Stormy, tempestuous, windy, squally, blustering.

واژه‌های دیگر با معنی «باد دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن