gusty
UKgʌstiː
US'gʌstı
معنی فارسی
باد دار بادخيز اشتها اور
معنی کامل و مثالها
/gus´tē/adj.
● وابسته به وزش ناگهانی (باد)، تندبادی، پرباد، توفانی
a cold,gusty day
روز سرد پر باد
● وابسته به بروز ناگهانی (خشم و خنده و غیره)
● (باد) شدید، تند
تعریف انگلیسی
adjective
- blowing in puffs or short intermittent blasts “puffy off-shore winds” “gusty winds”
مترادفها
adjective
Stormy, tempestuous, windy, squally, blustering.