flatuous معنی فارسی باد دار باداور بادي نفخي بادشکم دار باطمطراق واژههای دیگر با معنی «باد دار» flatulent باد دار، باداور، نفخ اور gusty باد دار، بادخيز، اشتها اور Zephyrus دار گونه باد صبا، باد صبا. blowiest بادي، باد دار blowy بادي، باد دار puffy پف کرده، بادکرده، باد دار lee shore ساحل در معرض باد، مايه خطر، واقع در سمت پناه دار کشتي padded ذبي دار، پشتي دار، پر windier پر باد، باد خور، طوفاني windiest پر باد، باد خور، طوفاني