نفرات معنی انگلیسی number strength واژههای انگلیسی با این معنی man-power نيروي نفرات gun section يک قبضه توپ با نفرات، رسد توپ reman داراي نفرات تازه کردن، از نو دلير کردن يامردانگي کردن scramble net تور بار يا فرود نفرات (دريايي) undermanned داراي نفرات کمتر از ميزان لازم facing distance مسافت بين نفرات در صف براي سهولت چرخش، به اطراف (چهار انگشت فاصله) circle of position دايره اي که از موضع نفرات عبور مي کند، دايره مکان ناظر assault waves موجهاي هجوم، امواج هجومي نفرات و وسايل pull the pace جلوافتادن و در نتيجه کاستن از فشار هوا، براي نفرات عقب (دوچرخه سواري) tractor group گروه ناوچه هاي آب خاکي مخصوص پياده کردن، نفرات و خودروهاي شني دار آب خاکي man power شماره مرداني که براي نظام يا خدمت ديگر فراهم، کرد، نيروي نفرات restaging تعويض محل، جابجا کردن، سوارکردن نفرات anchor detail بيگاري لنگر، تيم لنگر، نفرات مسئول لنگر