نقب معنی انگلیسی tunnel واژههای انگلیسی با این معنی fossorial نقب زن، حفار، درخورنقب زني sapping نقب زني، آهون زني countermine نقب برنقب، حيله متقابل، توطئه دربرابرتوطئه fiddler crab نوعي خرچنگ نقب زن. tunnel تونل، نقب، سوراخ کوه burrow سوراخ زيرزميني، نقب، سوراخ کندن foundation gallery گالري پي، نقب پي winze چاه مورب، نقب سراشيب، گزنگ hole سوراخ، گودال، حفره administrating عنوان، سرصفحه، سرنامه heading عنوان، سرصفحه، سرنامه pool ابگير، حوض، برکه