نمایشگاه
معنی انگلیسی
display exhibition exposition show
واژههای انگلیسی با این معنی
- showplace نمايشگاه، ورزشگاه .
- serpentarium نمايشگاه مار، مارخانه
- fairviev نمايشگاه کالا، نمايش دوست داشتني
- showroom نمايشگاه کالا، سالن نمايشگاه .
- show-room نمايشگاه کالا
- expo مخفف: نمايشگاه، بازار مکاره
- penny gaff نمايشگاه ارزان
- public amnsement نمايشگاه عمومي
- show room نمايشگاه (کالا)
- stagier در خور نمايشگاه
- stagiest در خور نمايشگاه
- stagily در خور نمايشگاه
- staginess در خور نمايشگاه
- stagy در خور نمايشگاه
- menagerie نمايشگاه جانوران، جايگاه دام و دد
- exhibition building ساختمان نمايشگاه
- trade fair نمايشگاه بازرگاني، نمايشگاه تجاري
- operating theatre نمايشگاه عمل جراحي
- panopticon نمايشگاه کالاي گوناگون، اسبابي که دوربين و ريزبين هردودران جمع مي شود
- amphitheater نمايشگاه گرد يا بيضي شکل، امفي تئاتر، سالن
- amphitheatre تاتر يا نمايشگاه بيضوي شکل
- biennale نمايشگاه هنري دو سال يک بار، جشنواره ي دو ساله
- aquaria نمايشگاه جانوران وگياهان آبي، نمايشگاه آبي، ماهي خانه
- aquarium نمايشگاه جانوران وگياهان آبي، نمايشگاه آبي، ماهي خانه