نماینده بودن معنی انگلیسی act واژههای انگلیسی با این معنی incarnate مجسم کردن، صورت خارجي دادن 7 نماينده جسمي بودن از، صورت واقعي دادن impersonify بجاي شخص گرفتن، شخصيت دادن به، ادم ساختن personalization بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن personalize بجاي شخص گرفتن، مجسم کردن، شخصيت دادن