نمونه چیزی بودن معنی انگلیسی epitomize exemplify typify واژههای انگلیسی با این معنی typified نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typifier نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typifies نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typify نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از exemplified بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن exemplifies بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن exemplify بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن