نهایت معنی انگلیسی acme extremity ultimate utmost واژههای انگلیسی با این معنی extreme بي نهايت، خيلي زياد، بيحد unsurpassable بي نهايت، خيلي زياد، بيحد endlessly بي نهايت، بطوربي پايان، بطورابدي exceedingly بي نهايت، بيحد، فوق العاده plaguily بي نهايت، زياد one's light s نهايت کوشش را در حدود توانايي يا استعداد، خود بعمل آوردن infinitely بي اندازه، بي نهايت، بمراتب infintesimal بي اندازه، بي نهايت، کوچک besting متجاوز، بي نهايت، فوق العاده bettering متجاوز، بي نهايت، فوق العاده exceeding متجاوز، بي نهايت، فوق العاده beyond measure بي اندازه، بي نهايت screamingly بي اندازه، بي نهايت. perfection of savagery کمال وحشي گري، نهايت وحشي گري fearfully ترسناکانه، ازترس، بي نهايت maximize به پيشينه رساندن، بحداکثر رساندن، بي نهايت بزرگ کردن perfection کمال، تکميل، حد کامل