نوشتن به معنی انگلیسی address واژههای انگلیسی با این معنی alphabetize به ترتيب الفبا نوشتن، باحروف الفبا بيان کردن.، داراي الفبا کردن graphic وابسته به (فن) نوشتن، کتابتي، ترسيمي pictographic وابسته به (فن) نوشتن، کتابتي، ترسيمي head switching فعال کردن نوک خواندن و نوشتن به هنگام، خوانده و نوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه، ذخيره با دستيابي تصادفي phoneticism عقيده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدايا، تلفظان Romanize روميکردن، روميماب کردن، لاتيني کردن DRDW سرنام عبارت direct read during write، تکنيکي است که، در ديسکهاي نوري براي کنترل صحت اطلاعات حين ثبت WORM- سرنام عبارت " "write once، read many، (به مفهوم يک بار nonoverlap processing روشي که به وسيله آن خواندن، نوشتن و، پردازش داخلي فقط در يک اسلوب سري صورت prosify تبديل به نثر کردن، بطور کسل کننده نوشتن، نثر نوشتن allegorize به مثل دراوردن، مثل گفتن يازدن، تمثيل نوشتن r/w رجوع کنيد به: Read-Write، خواندن - نوشتن