نوظهور معنی انگلیسی novel واژههای انگلیسی با این معنی newfangled نوظهور، من در اوردي، متجدد new fangled نوظهور، من در آوردي، متجد د new blown تازه شگفته، نوظهور new-clown تازه شکفته، نوظهور nascent زاييده شونده، درشرف تولد، تازه newfound جديد الاکتشاف، جديد الاختراع، تازه پيداشده novelties تازگي، نوظهوري، چيز تازه novelty تازگي، نوظهوري، چيز تازه novel داستان، سر گذشت، قصه unordinary داستان، سر گذشت، قصه