نچسب معنی انگلیسی disagreeable nonstick واژههای انگلیسی با این معنی incohesive نچسب، ناچسب، ناچسبنده Teflon تفلون، ظرف نچسب nonstick ناچسبان، ته ليز، نچسب pokerface چهره خشک وبيحالت، قيافه گرفته وخشک، بيعلاقه postiche ساختگي، مصنوعي، زائد unappealing غير قابل استيناف، غير جذاب، غير منطقي