نکرده
معنی انگلیسی
undone
واژههای انگلیسی با این معنی
- untravelled سفر نکرده
- unsecured محکم نکرده، استوار نشده، ناپابرجا
- unkempt شانه نکرده، ژوليده، نامرتب
- uneducated تحصيل نکرده، بيسواد
- scallion پياز رشد نکرده، پياز پوک
- gear blank چرخ دنده کار نکرده
- nuclear dud بمب عمل نکرده اتمي
- roughdry اتو نکرده خشک کردن
- absolute dud گلوله اتمي عمل نکرده
- seed wool پنبه خام ياپاک نکرده
- undergrown به طور کامل رشد نکرده، به حد معمولي نرسيده، کم رشد
- uncrowned تاجگذاري نکرده يا نشده، غير رسمي، بي تاج و تخت
- impennate داراي بالهاي رشد نکرده
- order form نمونه سفارش نامه پر نکرده
- bomb cemetery محل تخريب بمبهاي عمل نکرده، محل تجمع بمبهاي فاسد
- dwarf dud جنگ افزار هسته اي عمل نکرده، بمب اتمي عمل نکرده
- bomb reconnaissance شناسايي محل بمبهاي عمل نکرده، شناسايي محل بمب
- pumpernickel يکجور نان الماني که از جو سياه الک نکرده، درست ميکنند
- unexploded منفجر نشده، عمل نکرده، مهمات عمل نکرده
- abortive مسقط (سقط کننده چن?ن)، رشد نكرده، عقيم
- unaccustomed خو نگرفته، عادت نکرده، غير عادي
- unmarried غير متاهل، عروسي نکرده
- niet le fait کار او نيست، او نکرده است
- spinster دختر خانه مانده، زن شوهر نکرده، زن نخ ريس