نگهبانی کردن معنی انگلیسی guard watch واژههای انگلیسی با این معنی call book دفتر بيدار کردن و تنظيم نوبت نگهباني، (دريايي) chaperone شخصي که همراه خانم هاي جوان ميرود، نگهبان ياملا زم خانم هاي جوان، نگهباني کردن escort نگهبان، همراه، مستحفظ