هدایت کردن معنی انگلیسی direct lead navigate wave واژههای انگلیسی با این معنی reeducate دوباره تربيت و هدايت کردن، دوباره اموزش دادن، باز اموختن. fighter direction هدايت کردن هواپيماهاي شکاري، هدايت جنگنده ها از روي ناو convect انتقال يافتن، هدايت کردن. conn راندن، را هدايت کردن.، جايگاه ناوبر debunk احساسات غلط و پوچ را از کسي دور کردن، کسي را اگاه و هدايت کردن، کم ارزش کردن. fire direction هدايت آتش، هدايت کردن آتش (توپخانه) turn off guidance راهنماي تاکسي کردن هواپيما، هدايت هواپيما روي باند تاکسي کردن direct fire آتش مستقيم، تير مستقيم (توپخانه)، هدايت کردن آتش steer راندن، بردن، راهنمايي کردن armstrong سيستم اجراي فرامين مربوط به مسلح کردن، ماسوره موشکها، سيستم عمل کننده فرامين موشک هدايت شونده