هر یک از
معنی انگلیسی
every one
واژههای انگلیسی با این معنی
- septuplet هر يک از هفت قلوها، هفت قلو، دسته يا سري هفتتايي
- ramet هر يک از اعضاي يک تاگ
- sheerlegs هر يک از دو تکه ي قيچي، تيغه ي قيچي
- tarot هر يک از 22 ورق عکسدار، تارو
- baseman هر يک از سه زمين پاسدار
- base circle هر قسمت اريب از يک سيلندر، دايره مبنا
- pool ball هر يک از گويهاي رنگي اسنوکر
- antimere هر يک از دو بخش يا اندام متقارن، جفت اندام
- running title عنوان کوچک هر يک از صفحات کتاب.
- arthromere هر يک از بندهاي بدن جاندار بندپاي، بنداندامه
- adenovirus هر يک از ويروسهايي که موجب بيماريهاي، تنفسي، ميشوند
- arytenoid وابسته به هر يک از دو غضروف پشت حنجره، آريتنوييد، وابسته به هر يک ازعضلات حنجره
- zeeman پديده اي که در آن هر يک از طيفهاي خطي، با عبور از ميدان مغناطيسي به دو يا چند، جزء تجزيه ميشوند
- blueline هر يک از دو خط آبي که موازي خط گلاند و، زمين، را به سه بخش تقسيم ميکنند .
- lift-off جدا شدن يک هواپيما يا هر رسانگر ديگر از، زمين يا از رسانگر مادر
- baryta هر يک از چندين ترکيب باريم به ويژه اکسيد، باريم، و هيدروکسيد باريم
- fetial هر يک از بيست روحاني که در مراسم تشريفاتي، و همچنين امور مشورتي نقش داشتند .، وابسته به اين گروه
- picoline (شيمي) پيکولين (هر يک از سه باز بي رنگ و تند، بوي و آبگونه)
- bedspring فنر تختخواب.، هر يک از اين فنرها
- monkeypot ديگ ميمون، هر يک از اين درختان
- arsine آرسين، هر يک از مشتقات آرسين
- Chinook سرخپوست شنوک، هر يک از دو گويش زبان شنوک، رجوع شود به Chinook jargon
- cephalochordate سر ريسماني، هر يک از جانوران اينزيرشاخه، سرمازه دار
- dinitrobenzene (شيمي) دي نيتروبنزن، (هر يک از سه ترکيب ايزومري)