هریک
معنی انگلیسی
all
واژههای انگلیسی با این معنی
- either one هريک ازدو، هيچ يک ازدو
- herrick رابرت هريک
- cardiomyopathy هريک از بيماريهاي عضله ي قلب
- forewing هريک از دوبال جلو حشرات چهار بال، بال جلو.
- wing threequarter هريک از دو مدافع کنار زمين (رگبي)
- touch judge هريک از داوران مامور مراقبت در طرفين، زمين براي تماس توپ با زمين (رگبي)
- pythoness هريک از ساحره هاي معبد آپولو در دلفي، غيبگو، ساحره
- Luddite هريک از کارگراني که ماشينهاي نساجي را، چون نياز به کارگر را کم ميکردند درهم، ميشکستند
- rated power هريک از چند حدود تعيين شده توان توربين، گاز
- buckbrush هريک از گياهان پر شاخ و برگ و نرم ساقه
- full rubber حرکت هريک از اين سطوح تا آخرين حد ممکن
- canephoros هريک از دختراني که بر سر خود سبدي پر از، اشياي مقدس حمل ميکردند، دختر سبد به سر
- diapophysis زائده يي عرضي و فوقاني هريک از مهره هاي، پشت، دياپوفيز
- stringboard هريک از دو تخته ي طرفين پله هاي راه پله
- metaprotein هريک از مشتقات پروتئين که از فعل وانفعال، اسيد وقليا بدست ميايد.
- gammadion چليپايي که برانتهاي هريک ازچهارخطان ازطرف، حرکت عقربه ساعت رس
- homestand هريک از مسابقاتي که در شهر يا محل دائمي تيم، انجام ميشود
- nundinal letter حرفي براي ناميدن هريک از هشت روز بازار بکار، ميرفت
- each هر، هريک، هرکدام
- kanji کانجي، هريک از واتهاي کانجي
- ketene کتين، هريک از ترکيبات آلي داراي: C:CO
- corybant (اسطوره هاي يونان و روم) کوري بانت، (هريک از کساني که با رقص و موسيقي، Cybele را مشايعت ميکردند)
- sets of bill نسخ ثاني و ثالث و ..... برات که در آنها، به اصل اشاره و ذکر مي شود که هريک تا، زماني قابل پرداخت هستند که ديگري پرداخت
- Pentecostal وابسته به عيد پنجاهه، وابسته به هريک از فرقه هاي اصول گراي، مسيحي که الهام روحالقدس را مورد تاکيد قرار