هم پیوسته معنی انگلیسی unitary واژههای انگلیسی با این معنی concomitant همراه - با هم آينده - ملازم - پيوسته fasc. = fasciculus، دسته، دسته اي کوچک از الياف عصبي - عضلاني accrete باهم نمو کردن، افزوده شدن، بهم افزودن