همدستی کردن معنی انگلیسی assist co-operate collude connive cooperate واژههای انگلیسی با این معنی assist همدستي کردن، ياري کردن، شرکت جستن collaborate همدستي کردن، تشريک مساعي کردن cooperate باهم کارکردن، همدستي کردن shill همدست زير جلي، زيرجلي همدستي کردن aid ياري، دستياري، همدستي