همدم معنی انگلیسی associate alter ego company compeer crony intimate helpmate mate واژههای انگلیسی با این معنی cahoot همدم، شرکت، تباني. Bacchae زنان همدم باکوس، کاهنه هاي باکوس، زناني که در مراسم عشرت وميگساري باکوس pal up با کسي ياريا همدم شدن comrade يار، همدم، رفيق pal يار، همدم cummer مادر تعميدي، نديمه، همدم mateless بي جفت، بي قرين، بي همدم associate معاشرت کردن، هم نشيني کردن، همدم شدن comate ريشه اي، ريشه دار، مودار yokefellow يار، رفيق، هم تراز