همراه رفتن معنی انگلیسی tag واژههای انگلیسی با این معنی go along همراه رفتن، همراهي کردن، موافق بودن. chaperone شخصي که همراه خانم هاي جوان ميرود، نگهبان ياملا زم خانم هاي جوان، نگهباني کردن accompany همراهي کردن، همراه بودن(با)، سرگرم بودن (با) accompanied همراهي کردن (با) همراه بودن، مصاحبت کردن، مصاحبت بودن companioning همراهي کردن (با) همراه بودن، مصاحبت کردن، مصاحبت بودن