همرتبه معنی انگلیسی compeer واژههای انگلیسی با این معنی coordinative همرتبه کننده، متناسب سازنده coordinate هم پايه، همرتبه، مختصه duumvirate اشتراک دوتن، همرتبه درکاري، حکومت دونفري euqal برابر، مساوي، متساوي