euqal معنی فارسی برابر مساوي متساوي يک نواخت همپايه همرتبه مناسب واژههای دیگر با معنی «برابر» corresponding برابر، مطابق، مانند tantamount برابر، معادل، هم کف quits برابر، سراسر، سربسر conformable برابر، مطابق، موافق equipollent برابر، معادل، هم قوه paripassu برابر، مساوي، همدرجه coequal برابر، هم پايه، همدوش abreast برابر، پهلو به پهلو bracketed برابر، مساوي treble سه برابر، صداي زير پسر بچه، سه برابر کردن