دیکشنری فارسی

equipollent

معنی فارسی

برابر معادل هم قوه هم معني

معنی کامل و مثال‌ها

/ē´kwi päl´ǝnt/adj., n.

● (برابر از نظر نیرو یا وزن یا ارزش یا اعتبار) هم نیرو، هم ارز، همال

● هم معنی

● هم‌نتیجه، هم پیامد، هم عاقبت

مترادف‌ها

adjective
(Rare.) Equivalent, of equal force, of the same meaning.

واژه‌های دیگر با معنی «برابر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن