quits
UKkwits
USkwıts
معنی فارسی
برابر سراسر سربسر ازاد سروتن
معنی کامل و مثالها
/kwits/adj.
● برابر، نه بدهکار نه بستانکار، بیحساب، تلافی شده، انتقام گرفته
* call it quits
(امریکا - عامیانه) 1- (بازی یا کار و غیره) خاتمه دادن، ول کردن، متوقف کردن 2- ترک دوستی (یا همکاری و غیره) کردن
* cry quits
(انگلیس) خود را با دیگری برابر اعلام کردن، دست از همچشمی کشیدن