دیکشنری فارسی

quits

UKkwits USkwıts

معنی فارسی

برابر سراسر سربسر ازاد سروتن

معنی کامل و مثال‌ها

/kwits/adj.

برابر، نه بدهکار نه بستانکار، بی‌حساب، تلافی شده، انتقام گرفته

* call it quits

(امریکا - عامیانه) 1- (بازی یا کار و غیره) خاتمه دادن، ول کردن، متوقف کردن 2- ترک دوستی (یا همکاری و غیره) کردن

* cry quits

(انگلیس) خود را با دیگری برابر اعلام کردن، دست از هم‌چشمی کشیدن

واژه‌های دیگر با معنی «برابر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن